سيماي حضرت سجاد (ع) در ادب پارسي

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از ويژگي هاي ممتاز ادب فارسي ما عشق و ارادت ويژه شاعران شيعي به پيشوايان و رهبران الهي و ائمه هدي (ع) است. در اين مقال كوتاه به پاره اي از ابراز ارادت هاي شاعران شيعي و فارسي گوي به ساحت مقدس حضرت زين العابدين (ع) كه از لحاظ نسب و اصل خانوادگي مادري به ايرانيان بر مي گردد اشاره مي شود.

 

سيماي حضرت سجاد (ع) در ادب پارسي

به شهادت تاريخ خلفاي بني اميه و بني عباس نهايت تلاش و كوشش خويش را به كار بردند تا شعله هاي عشق مقدس و ارادت گران قدر به خاندان آل الله (ع) را در دل عاشقان خاموش نمايند و با ايجاد فضاي رعب و وحشت واعلان مجازات هايي سنگين و جان فرسا همچون قتل و شكنجه و زندان و... مانع اشاعه معاريف و ذكر مناقب، فضايل و مراثي اهل بيت عليهم السلام در حوزه ادب شوند اما به رغم تمامي اين تمهيدات نه تنها مناقب اهل بيت عليهم السلام به صورت وسيع و گسترده گام در قلمرو ادب فارسي و هنر نهاد، بلكه با گذشت هر قرن بر شمار شاعران و نويسندگان و هنرمندان متعهد وارادتمند به آستان اهل بيت عليهم السلام افزوده شد تا آنجا كه بسياري از شاعران و سخنوران پارسي گوي مقدمه و ديباچه ديوان خود را به مدايح و مناقب و مراثي اهل بيت مزين نموده اند كه در زمره شاهكارهاي بي قرين ادب فارسي محسوب مي شوند.
از ستارگان منور و درخشان در آسمان پرنور اهل بيت عليهم السلام مولاي ساجدان حضرت زين العابدين (ع) است كه نقش والاي او در تداوم سلسله ولايت و امامت پس از واقعه عظيم و عزيز كربلابسيار هويدا و بارز است و بي شك اگر امام سجاد (ع) در حادثه كربلابه دست گروه دون صفت و لعين به شهادت مي رسيد سلسله و زنجير امامت از هم مي گسست.
از ويژگي هاي ممتاز ادب فارسي ما عشق و ارادت ويژه شاعران شيعي به پيشوايان و رهبران الهي و ائمه هدي (ع) است وبدون ترديد هيچ يك از امامان معصوم را نمي توان ياد كرد كه شاعران و نويسندگان فارسي زبان از ديربازدر مدح و منقبت و فضايل آنها شعر و سخني بر زبان جاري نكرده باشند.
در اين مقال كوتاه به پاره اي از ابراز ارادت هاي شاعران شيعي و فارسي گوي به ساحت مقدس حضرت زين العابدين (ع) كه از لحاظ نسب و اصل خانوادگي مادري به ايرانيان بر مي گردد اشاره مي شود.
محمد بن حسام خوسفي شاعر فارسي زبان متوفي به سال 875 هـ در قصيده اي با عنوان در مناقب مولي زين العابدين در ستايش امام چهارم مي سرايد كه:
علي مرتضوي منزلت كه در ره دين
چراغ گلشن تقوا و شمع عرفان است
امام مصطفوي رتبت آن كه از ره قدر
مكان رفعت او ماوراي امكان است
دويم علي و چهارم امام زين عباد
كه مقتداي زواياي چار امكان است
قسم به تربت او كه آبروي خورشيد است
كه خاك مرقد او به ز آب حيوان است
به عفو و عصمت و عفت، به عقل و علم و عمل
به هر كمال كه گويي هزار چندان است
ز بحر كف سخايش سحاب منتفع است
كه همچو جد و پدر مرد سفره و نان است
عبدالرحمن جامي شاعر، عارف و صوفي سوخته دل قرن نهم كه در اشعارش رنگ و بوي عرفان قابل مشاهده است در قالب ابياتي بسيار طولاني و در ترجمه اشعار فرزدق شاعر ابوفراس در مدح و منقبت امام سجاد سروده است كه خلاصه آن چنين است. سالي هشام بن عبدالملك به حج رفت و گروهي از بزرگان شام همراه او بودند. روزي در طواف به خاطر شلوغي مردم نتوانست دست خود را به حجرالاسود بمالد. در اين هنگام امام سجاد (ع) به طواف آمد. مردم همگي كنار رفتند و او به آرامي دست خود را به حجرالاسود ماليد. حرمت مردم هشام را وحشت زده كرد و وقتي كه از هشام پرسيدند ايشان كيست گفت: نمي دانم. فرزدق شاعر كه در ميان جمع بود گفت: من او را مي شناسم و در همان حال بيت هايي در مناقب و فضايل وستايش امام سجاد (ع) سرود؛
پور عبدالملك به نام هشام
در حرم بود بااهالي شام
مي زد اندر طواف كعبه قدم
ليك ازدحام اهل حرم
استلام حجر ندادش دست
بهر نظاره گوشه اي بنشست
ناگهان نخبه نبي و ولي
زين عابدين حسين علي
هر طرف مي گذشت بهر طواف
در صف خلق مي فتاد شكاف
شاميي كرد از هشام سوال
كيست با اين چنين جمال و جلال
گفت نشناسمش ندانم كيست
مدني يا يماني يا مكي است
بو فراس آن سخنور نادر
بود در جمع شاميان حاضر
گفت من مي شناسمش نيكو...
واعظ قزويني شاعر نامدار ايراني در قرن يازدهم هجري است كه قصيده اي مطول با عنوان در مدحت چراغ ديده عباد حضرت سجاد سروده كه ابياتي از آن ذكر مي گردد؛
چراغ ديده عباد، حضرت سجاد
كه آفتاب چومه نور از او نمايد وام
ز ذكر واقعه كربلانياسودي
دلش كه مقرء تسبيح ناله بود مدام
ز تند باد جلال خدا تن زارش
چو موج قلزم رحمت هميشه بي آرام
چو چشم خويش كف او مدام در زيرش
چو بحر همت خود دل هميشه بي آرام
ز بس خضوع شدي آب در نماز اگر
براي سجده نبودي ضرور هفت اندام
سروش اصفهاني متولد 1228 هـ متوفي به سال 1285 ه-، كه در مجموعه اشعارش ستايش پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) موج مي زند در ستايش امام سجاد سروده است كه؛
وارث پيغمبر و حيدر، علي ابن الحسين
چيست ميراثش علوم اولين و آخرين
معني ركن و مقام و صورت خير الانام
زاده شبير فرزند اميرالمومنين
هم چو عم خود حليم و همچو باب خود صبور
مرتضي آسا جواد و مصطفي آسا امين
يك نيا شير خدا و يك نيا نوشيروان
از يكي سو شاه دنيا از دگر سو شاه دين
پيشواي چارمين است و به محراب اندرون
تافتي رويش چو خورشيد از سپهر چارمين
ملاعبدالرزق فياض لاهيجي متوفي به سال 1072 ه- متكلم و اديب وشاعر ايراني و شاگرد ملاصدرا و ملامحسن فيض كاشاني است كه در قصيده اي اين چنين به ستايش امام سجاد (ع) پرداخته است،
آن پادشاه عرصه دين كز علو قدر
خورشيد را بر اوج جلالش گذار نيست
شهزاده زمين و زمان زين العابدين
شاهي كه در زمان چو او شهريار نيست
دين يادگار اوست چو او يادگار دين
چون اهل بيت را به جز او يادگار نيست
چون ماه علمش از افق سينه سر زند
اقليم جهل را غم و شب هاي تار نيست
قاسم رسا شاعر ايراني و متوفي به سال 1356 نيز در قصيده خود با عنوان در منقبت امام سجاد (ع) از ايشان اين گونه تمجيد و ستايش مي كند؛
از مهين بانوي ايران سر زد از خاك عرب
آفتابي كه از جبينش مي درخشد نور رب
ز آن عرب نازد كه اين شاهي است تازي دودمان
ز آن عجم بالد كه اين ماهي است ايراني نسب
حجت حق رحمت مطلق علي بن الحسين
دره التاج شرف ماه عجم شاه عرب
گه ز اشك اشتياق وصل در سوز و گداز
كه ز آه آتشين هجر اندر تاب و تب
زينب پرهيزگاران بود در زهد و عفاف
ز آن خدا سجاد و زين العابدين دادش لقب
ميوه بستان زهرا قره العين حسين (ع)
آنكه شد پيدايش او آفرينش را سبب
صغير اصفهاني شاعر ايراني و متولد 1312 هـ و متوفي به سنه 1390 هـ نيز در مدح امام سجاد (ع) سروده است؛
خلقت او به خلق علت ايجاد
فخر دو عالم به زهد خواجه زهاد
جان سه روح و قوام هستي اجساد
يعني چارم امام سيد سجاد
نور خدا آفتاب كشور عباد
ماه سپهر وقار و شاه مجلل

به جهت پرهيز از طولاني شدن كلام به ابياتي چند از شاعران فارسي زبان در ستايش و ذكر فضايل و مناقب امام سجاد (ع)، متمسك مي شويم و مطالعه دقيق و كامل آن را به عشاق اهل بيت (ع) واگذار مي كنيم؛
قبله اهل سجود و ركن ايمان
آنكه سبقت برد پاكان جهان را
سيد سجاد و سلطان صفا را
شاه ايمان كشور كون و مكان را
برد گوي سبقت از خوبان عالم
آدم و نوح خليل پاك جان را
طاعت و زهد و ثناي صبح و شامش
كرد حيران قدسي عرش آشيان را
دفتر راز و نياز بي مثالش
دفتر عشق است عقل نكته دان را
ز آن صحيفه آيت سجاد بيند
ديده اهل صفا راز نهان را
عارفان از پرتو درس و دعايش
يافتند اسرار علم كن فكان را
الهي قمشه اي
در ديده شرع، نور عيني
پرورده دامن حسيني
شبل علي و علي است نامت
همسنگ كلام حق كلامت
اي خون خدا در وجودت
اخلاص تو ظاهر از سجودت
در صحنه كربلاو آن شور
از تيره سپهر شام عاشور
با جان نزار و جسم تب دار
با روح بزرگ و قلب بيدار
همچون مه نو طلوع كردي
برنامه خود شروع كردي
سيد رضا مويد
ذكر اين نكته هم ضروري است كه پس از خيزش انقلابي مردم مسلمان ايران به زعامت امام راحل (ره) و همگام با فراهم شدن فضاي باز معنوي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ اهل بيت (ع) شاعران و نويسندگان فارسي زبان نيز سروده هايي را در مدح و ستايش اهل بيت(ع) خلق كرده و به ذكر مناقب و فضايل آنها پرداختند و به جرات مي توان گفت كه هيچ بعدي از ابعاد و جهتي از جهات زندگي، كلامي، تاريخي و ... آنها نيست كه از نگاه تيزبين و ژرف انديش شاعران معاصر دور مانده باشد.
===============    منابع و مآخذ:
ديوان ابن حسام خوسفي، به اهتمام احمد احمدي بيرجندي و محمد تقي سالك، انتشارات اداره كل اوقاف خراسان، مشهد 1366
ديوان الهي قمشه اي، انتشارات علميه اسلاميه، تهران
ديوان رسا، قاسم رسا، انتشارات باستان، مشهد 1380
ديوان سروش اصفهاني، به اهتمام محمدجعفر محبوب، جلد 1، انتشارات اميركبير
ديوان فياض لاهيجاني، به كوشش امير بانو كريمي، انتشارات دانشگاه تهران 1372
ديوان واعظ قزويني، به تصحيح و مقدمه سيد حسن سادات ناصري، مطبوعاتي علمي، تهران 1359
گل هاي اشك، سيد رضا مويد، انتشارات علي زاده، مشهد 1370
مصيبت نامه، اثر و طبع محمدحسين صغير اصفهاني، چاپ 15، اصفهان 1366
هفت اورنگ، نورالدين عبدالرحمن جامي، انتشارات قطره، تهران 1366

علي خوشه چرخ آراني- پژوهشگر دانشگاه آزاد اسلامي واحد كاشان
روزنامه رسالت، شماره 6761 به تاريخ 5/5/88، صفحه 19 (فرهنگي)

بازدیدکنندگان : 180137
ما 10 مهمان آنلاین داریم